Site logo
Site logo
وعده بعدی ما:

jalasat blog media gallery about

بازگشت

جمله‌ی اشک

ای غایب از نظر نظری کن به خواهرت
زینب نشسته بر سر قبر مطهرت
یک اربعین گذشته ولی زندهام هنوز
قامت خمیده آمده سرو سنوبرت
نشناختی مرا زپس این چروکها
من زینب تو ام ز چه رو نیست باورت؟
آقا سکینه جمله اشکش سوالی است
یعنی کجاست قبر علمدار لشکرت؟
در کربلا هنوز زنی گریه میکند
زینبکش است ناله محزون مادرت
پیغمبری نما و دو دستت برون بیار
از دست من بگیر بقایای دخترت
ای پیکری که زخم تنت بیشماره بود
آوردهام برای تو ته مانده سرت
بگرفتم از امام زمان حکم نبش قبر
تا متصل کنم سر پاکت به پیکرت
باید دوباره وارد گودال خون شوم
خواهم اگر که بوسه بگیرم ز حنجرت
من نیز با تو کشته شدم روز واقعه
اذنی بده که دفن شود با تو خواهرت
دلشوره داشتم که مبادا کنار تو
چشم رباب باز بیفتد به اصغرت
نذرش قبول سایهنشینی نمیکند
از بس که بر تو هست وفادار همسرت

شاعر: سعید توفیقی